محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2127
مرآة البلدان ( فارسى )
ملك را از وجود آنها خالى ساخت . بعد رو به ارمن نهاد و آرزاتس پادشاه ارمن را از توجه خود به آن سمت و استعداد قشونى و قصد كشورستانى كه داشت خبردار كرد و پيام فرستاد و از زوال ملك و نكبات بدبختى خائف و هراسان نمود . پادشاه ارمن چون در خود قوهء مدافعت و مقاومت با چنين خصمى وى نديد طريق دانش و حزم را پيشگرفته دشمن را به مال مستمال كرد يعنى تحف و هدايا و پيشكشى قابل براى نينوس اهدا كرد بلكه او را به قشون و اسلحه نيز كمك و تقويت كرد و به سلطنت خود مستقر و برقرار گرديد و شرط كرد از آن وقت به بعد در تحت تبعيت و در ربقهء اطاعت نينوس پادشاه آسيرى باشد . آنگاه نينوس با چنين استعداد و تدارك وافر و قشون متكاثر از عساكر عرب و ارمن و آسيرى به سمت مدى راند . فارنوس پادشاه مدى را با زن و فرزندان او به دار زده مقتول ساخت . نگارنده گويد فارنوس كه اكتزياس مورخ نوشته بدون هيچ شبهه و ترديدى جمشيد ايرانيان است چنانكه نينوس يا ضحاك است يا والى ضحاك و اينكه مورخين ضحاك را عرب دانستهاند علت اين است كه اولا در قديم الايام كه سياحت و مراوده فى ما بين امم كم بوده از شط فرات به آن طرف اهل هر سامان و طايفهاى كه بوده ايشان را عرب تصور مىكردهاند . ثانيا چنانكه ذكر شد قسمتى از قشون نينوس عرب بودند و فى الحقيقه در ميان آن سپاه انبوه و در تمامى آن قشون ، عساكر عرب به جنگجوئى و نامآورى و تسخير بلاد مخصوص و مشتهر گرديده از اين جهت مورخين عجم چنين تصور كرده بودند كه خود نينوس هم عرب مىباشد . احتمال ديگر هم هست و آن اين است كه نينوس بعد از فتح مدى همان پادشاه عرب را كه با او متحد بود يا يكى از سران و بزرگان عرب را كه از منسوبان پادشاه عرب بوده از جانب خود والى و فرمانفرماى مدى كرده باشد . مسعودى گويد ضحاك را بعضى تازى ندانسته گويند عجم بود . شايد آن شخص كه از قبل نينوس والى مدى شده كلية عرب نبوده بلكه عجم بوده است . و نيز عربستان قديم به عقيدهء عجم فقط همان ناحيهء يمن بوده و ابو نواس شاعر گويد : و كان منا الضحاك يعبده * الحائل و الوحش فى مساربها و نسبت خود را به ضحاك مىرساند و اين ضحاك پادشاه عرب بوده .